جمعه هفته پیش عقد مهتاب بود ما ساعت 2 اونجا بودیم ساعت 5 هم برگشتیم زیاد حوصله ایل و تبار شوهر رو ندارم
زری هم که دماغش رو عمل کرده مامان هم درگیر اونه
برنامه من برا تابستون امسال
امتحانات رو 3 تیر بدم
بعد عمل بینی
بعد یه دور برم رانندگی تا ترس تصادفم بریزه
بعد هاشور مجدد ابروهام
شهریور هم که عروسی داداش جونم رو داریم
خدایا کمک کن بشه من به کارهام برسم
برچسب:
نویسنده: پارسا سامانی