زیادی از حد درگیر حاشیه های بی خود و خاله زنکی شده ام،در گیر این منِ لعنتی همیشه حاضر در صحنه های قضاوت آلود محاکمه های ذهنی،که همیشه منجر به حکمی نابرابر می شود،شده ام ،بی تاب رسیدن هیچ کس نیستم،این که می گویم نیستم واقعا همین طور است نه لزوماصرف نوشتن چند خط نوشته.
مادرشوهر طبق معمول همیشه حرف های گاه و بی گاه ناهماهنگ با هر سوژه و حرف را به من شلیک می کند و جاری های گل و بلبل تر از بوستانم هم به هر سویی و سمتی روانند.
این مرداب دیگر هیچ چیز کم ندارد!
برچسب:
نویسنده: پارسا سامانی