اون لحظه بود که کلی مطلب برای نوشتن به ذهنمون خطور می کرد و چقدر با عجله می نوشتیم
الان هم همون وضعه سال داره تموم میشه و چقدر ما کار داریم مگه اعتباری به کار دنیا هست که بخواهیم امروز و فردا کنیم من توی سال 96 به این جمله بار ها و بارها رسیدم با مرگ ناگهانی عمو و پدربزرگم ، با زلزله کرمانشاه ، با کشتی سانچی ،با سقوط هواپیما یاسوج ...
تلخ بود سال 96 برای کشورم ، برای مردم سرزمینم خیلی تلخ بود بارها و بارها با دیدن کلیپ اتفاقات سال 96 گریه کردم بغض کردم و تو سکوت خیره شدم به آسمون ...
ان شالله همه چی ختم به خیر بشه و روزهای خوبی برای مردم مملکتم رقم بخوره از ته دل این رو با تموم وجودم موقعه سال تحویل از خدا میخوام
روز 5 شنبه وبلاگم رو خوندم با این که کامل ننوشته بودم امااین دو روز تموم اتفاقات این سال جلو چشمام بود
.
.
.
بگذریم .فکر نکنم تا آخر سال دیگه پستی بزارم .خداحافظ سال 1396
برچسب:
نویسنده: پارسا سامانی