
این روزها سرم کمی شلوغ است. کارهایم زیاد شده و از طرفی رفت و آمد به دکتر و مواظبت از دماغ زیبا و هر روز مرا به سمت آیینه سوق می دهند. این هفته خبر بدی شنیدم دوست و همکارم که خیلی دوستش دارم براش ابلاغ زدن و اول مهر باید محل کارش رو عوض کنه دو جشن زیبا و دو جشن دوست داشتنی در هفته اول و دوم شهریور داریم یکیش برادر عزیزم و دیگری پسرخاله همسری که او را هم بسیار دوست دارم خدایا شکرت. خداوندا خوشب...
ادامه مطلب